"تردید" واروژ کریم مسیحی در حضور "ما همه خوابیم" بهرام بیضایی و "درباره الی" اصغر فرهادی که با نامه دکتر احمدینژاد به جشنواره آمد بهترین فیلم شد تا خوشآمد گویی باشد به واروژ بعد از ۱۹سال غیبت در عرصه کارگردانی.
همان طور که انتظار داشتیم در بین ۵ نامزد بهترین بازیگر مرد امسال ۲ بار نام شهاب حسینی را دیدیم و بالاخره او به حق خود در سینمای ایران رسید و برای "سوپراستار" سیمرغ بلورین را دریافت کرد.
بعد از نمایش فیلمهایی که به خوبی آثار سال گذشته نبودند، جشنواره بیست و هفتم فجر هم تمام شد و این نوشته که پیش رو دارید هم نگاهی به جشنوارهست از زاویۀ قلم من:
* مایه ی امید / "به کبودی یاس" جواد اردکانی
همین چند وقت پیش بود که کتاب "خاکهای نرم کوشک" را خوانده بودم. کتاب مجموعه خاطراتی از اطرافیان شهید عبدالحسین برونسی درباره آنچه از ایشان روایت کرده بودند، نوشته شده بود. کتاب بسیار نثر فوق العادهای داشت. شنیده بودم که کارگردان این فیلم را بر اساس زندگی ایشان ساخته و از آنجایی که معمولا فیلمهای اقتباسی در سینمای کشورمان خوب از در نمیآیند، واقعیت این است که با امید بسیار کمی به سالن نمایش قدم گذاشتم!
دقایقی از فیلم گذشت ؛ احساس میکردم قراره یک کپیبرداری محض از "پاداش سکوت" را با بازیگران غیرحرفهای شاهد باشیم. اما با ادامه فیلم و عوض شدن چندبارهی مسیر اصلی داستان و همچنین میزانسنهای خوب (و نه عالی) فیلم به وجد آمدم و خوشحال از کشف این اثر که کمتر مورد توجه قرار گرفتم از سالن نمایش سینمای استقلال خارج شدم!
* همیشه استاد / "وقتی همه خوابیم" بهرام بیضایی
دیدن دوبارهی وقتی همه خوابیم در روز پایانی این فرصت را به من داد تا واکنش تماشاچیان را در قبال این فیلم شاهد باشم.
در دفعهی اول من نیز همچون همهی تماشاگران محو هنرنمای استاد شده بودم، اما در دفعهی دوم این واکنش تماشاچیها بود که مرا متعجب میکرد(!) ، جایی که چندین و چندبار صدای تشویق تماشاگران در سالن سینما پیچیده شد. استاد بعد از سکوتی که بعد از "سگکشی" داشت مطمئن توانسته علاقمندان خود را راضی کند.
* کاملا معمولی / "کلبه" جواد افشار
توی یکی از سانسهایی که به قول معروف قرار بود برنامهاش متعاقبا اعلام بشه، خداخدا میکردم که یکی از آثاری که نتوانستهام ببینم و صد البته سرش هم به تنش بیارزد را اکران کنند تا وقتی که گذاشتهام حداقل هدر نرود.
اما دعای ما مستجاب نشد و فیلمی ار ژانر ترس و دلهره را دیدیم که فقط برای سرگرم شدن خانوادهها خوب بود نه برای جشنواره! کاملا معمولی و یکدست از نظر بازیهای متوسط رو به ضعیف بازیگرانش!
* من بلیط میخوام ... ! / "درباره الی" اصغر فرهادی
اینقدر حرف و حدیث اطراف درباره الی بود که نتونستم فیلم رو ببینم. وقتی هم که متوجه شدم سینما استقلال تو روز آخر میخواد اونو بزاره هر چی سعی کردم خودم رو به میدان ولی عصر برسونم نشد که نشد و وقتی که نیم ساعت از فیلم رفته بود اونجا رسیدم. جماعتی هم که مثل من نتونسته بودن فیلم رو ببینن (حدود ۱۲۰ نفر) جلوی سینما تجمع کرده بودند و مشغول رایزنی با هرکس ، از دربون گرفته تا آبدارچی بودن ، تا شاید یه فرجی بشه و دوباره مسئولان سینما فیلم رو پخش کنن ، ولی باز هم نشد که نشد.
من هم تصمیم گرفتم مثل آقاهای با شخصیت صبر کنم تا توی اکران عمومی فیلم رو ببینم.
و البته اگر هم فیلم توقیف شد ، ناچارم منتظر بمونم تا CD قاچاقش دربیاد تا متاسفانه بخرم و ببینمش!
* آقا ساعت چنده؟
تأخیر در برنامههای ما ایرانیها انگار جزئی جدایی ناپذیر شده !
به عنوان نمونه در روز آخر که همین کلبه را دیدم فیلم با یک ساعت و نیم تاخیر اکران شد و فیلم بعدی که قرار بود ۲۱:۳۰ اکران بشه به ۱۱:۳۰ موکول شد.
بیچاره اونهایی که بلیطهای سانس ۲۳:۳۰ رو داشتند چون دور و ور ساعت ۱ نیمهشب وارد سالن شدند!

همچون دورههای قبل جشنواره بین المللی فیلم فجر، با شروع بیست و هفتمین دوره این جشنواره ، حدس و گمان حول موفقیت چند فیلم به گوش میرسد.
در این دوره نیز عدم نمایش تعدادی از فیلمهای سینمای ایران در جشنواره امسال با بحثهایی همراه بوده است. عدم حضور "اخراجیها 2" ساخته مسعود ده نمکی که یکی از پر سر و صدا ترین آثار سینمای ایران در این چند ساله بوده، "خاک آشنا" ساخته بهمن فرمان آرا که جوایز جشن خانه سینما را از آن خود کرده بود و یا "درباره الی" ساخته اصغر فرهادی که به طور معمول ساختههایش مورد تحسین داوران جشنواره فجر قرار میگرفت میتواند به میزان محسوسی از کیفیت جشنواره امسال بکاهد. "پاداش" ساخته کمال تبریزی، "کتاب قانون" مازیار میری و "صد سال به این سالها" ساخته سامان مقدم هم از غایبان دیگر جشنواره امسال هستند. البته همه حذفها به دلیل ممیزی نبوده و کنار ماندن بعضی نیز به دلیل ظرفیت محدود جشنواره در بخش سودای سیمرغ میتواند باشد و یا به طور مثال کنار ماندن "هر شب تنهایی" ساخته رسول صدرعاملی به دلیل حضور کارگردان اثر در هیات داوران جشنواره است.
بقیه را در ادامه مطلب ببینید

داستان حول محور مرگ میچرخد. خون، خانهی دورافتاده، شخصیت غیرحقیقی دخترک، دود و شب همگی عناصری هستند که برای درک بهتر فضای فیلمی که قرار است مخاطب را با حس دلهره آشنا کند در قصه جای داده شدهاند. روابط بین شخصیتها بسیار رمزآلود است. مخاطب که گیج شده نمیتواند بفهمد که چه کسی به دیگری خیانت کرده و چه کسی مستحق انتقام است. اما انتقام، سوژهی نوینی در سینما نیست. بسیاری از كاراكترهای مثبت و منفی، قهرمان و ضد قهرمان، پس از این كه چیزی را ازدست میدهند در پی انتقام از مسببین و عاملین آن، برمیآیند. نمونهی بارز این سوژه را میتوانیم در چندگانه دکتر هانیبال که از تاثیرگذارترین آثار ژانر وحشت تاریخ سینمای جهان است، پیدا کنیم. در "طغیان هانیبال" بیننده پی میبرد، تمامی جنونی که از دکتر هانیبال در فیلمهای قبلی دیده، دلایلی روانی دارد و ریشه در گذشتههای او دارد.
بقیه را در ادامه مطلب ببینید
امروزه روابط بین الملل تحت تاثیر عواملی شناخته شده و گاه ناشناخته همچون شرکتهای بزرگ رسانهای قرار گرفته است. استراتژی اصلی این شرکتهای غول پیکر داشتن نفوذ در تمامی رسانههاست. این نفوذ شامل روزنامه، تلویزیون، سایتهای اینترنت، استودیوهای فیلمسازی و ... می شود. این استراتژی پنهان به صاحبان این کمپانیها قدرت ارتباطی عظیمی داده است. دنیای ارتباطات کنونی در دستان همین چند بنگاه خبرپراکنی قرار گرفته است.
این شرکتهای عظیم با سیاست انحصارطلبی که سرلوحه فعالیت خود قرار دادهاند، اذهان مردم دنیا را توسط، اخبار، تصاویر و مکتوباتشان بمباران میکنند. بدین ترتیب توجه اذهان عمومی را به سویی که میخواهند میکشانند. این سیاست نمونههای بسیاری دارد که به وضوح در این چند ساله آنها را دیدهایم. سکوت خبری رسانههای جهان در قبال کشتار شیعیان یمن؛ به وجود آوردن وحشت همه گیر از تروریسم اسلامی در جهان و استفاده از این ترس در جهت حمله به افغانستان و عراق و همچنین سکوت خبری رسانهها در قبال محاصرهی غزه از این نوع محسوب میشوند.
صنعت فیلمسازی به عنوان یکی از قدرتمندترین ابزارهای رسانهای در جهان که به راحتی میتواند فرهنگ و اندیشهای را در کشور مبدا معرفی کند مطرح است و هالیوود به عنوان قویترین مرکز فیلمسازی جهان یکی از مراکز اصلی تهاجم فرهنگی به کشورهای دیگر است.
بقیه را در ادامه مطلب ببینید
نام فیلم: محیا
کارگردان: اکبر خواجویی
بازیگران: شهاب حسینی، الهام حمیدی، برزو ارجمند، مجید سعیدی، انوشیروان ارجمند، آزیتا حاجیان، مجید سعیدی، مریم بوبانی، مهسا کرامتی و . . .
نویسنده فیلمنامه: اکبر خواجویی، بر اساس طرحی از: افسانه قاسمی
موسیقی: بهرام دهقانیار
نقد: علی رجبی
« جاوید (شهاب حسینی) در مراسم تدفین استادش دختری به نام محیا (الهام حمیدی) را می بیند که فکر میکند او را قبلا هم دیده است. این برخوردها کم کم اتفاق میافتد تا او متوجه میشود، محیا در همان بیمارستانی که جاوید در آن کار میکند، پزشک است. جاوید که دلباخته محیا شده با مخالفت او در قبال پیشنهاد ازدواج، رو به رو میشود. محیا برای آنکه جاوید را از این کار منصرف کند از او میخواهد تا 7 مرده را غسل دهد و کفن کند! ... »
چندی قبل که فیلم ۳۰۰ اکران شد، در همه محافل صحبت از این بود که این فیلم علاوه بر آنکه تاریخ را تحریف کرده، با فرهنگ غنی ایرانیان عهد گذشته نیز مغایرت دارد.
از منظر فرهنگ شناسی پارسی زبانان، یک ایراد اساسی فیلم در نوع پوشش و حجاب پادشاه ایران و سربازان ایرانی بود. اما در این نوشتار بنا ندارم درباره فیلم ۳۰۰ صحبت کنم بلکه ماجرای رخ داده مرا به یاد شباهت های برنامه های ناتوی فرهنگی غرب در قبال فرهنگ ها و تمدن های بزرگ و غنی در پروژه های مختلف می اندازد.
ماجرای پیش آمده را می خواهم با مقایسه میان دو زن از دو فرهنگ شرقی و غربی بیان کنم.

* ماشا الیلیكینا خواننده و بازیگر روس به اسلام گروید و حجاب را برای خود انتخاب کرد؛ یعنی از آزادی ظاهری فرار کرد و حجاب را که به قول مدافعین حقوق بشر و حقوق زنان، محدودیت است انتخاب کرد.
* گلشیفته فراهانی بازیگری شرقی به هالیوود مهاجرت کرد و حجاب را، نه به عنوان مسئله ای دینی بلکه به عنوان مسئله ای که با فرهنگ کشورش در آمیخته کنار گذاشت.
نمی دانم چرا تفاوت این دو شخصیت مرا به یاد آیه آخر ایةالکرسی انداخت:
" الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور و الذین کفروا ... "
از خدا می خواهم همه ما را عاقبت به خیر کند. الهی آمین!

نام فیلم : سه زن
کارگردان : منیژه حکمت
بازیگران : نیکی کریمی ، پگاه آهنگرانی ، مریم بوبانی ، بابک حمیدی ، آتیلا پسیانی ، رضا کیانیان ، مهران رجبی ، صابر ابر ، شاهرخ فروتنیان ، ستاره پسیانی
نویسندگان فیلمنامه : نغمه ثمینی ، داریوش عیاری و منیژه حکمت
موسیقی: حیدر ساجدی
داستان : "مینو (نیکی کریمی) فعال اجتماعی و کارشناس فرش است . او درصدد است تا مانع از خروج فرش عتیقهای که بعضی از سودجوبان قصد دارند تا آن را از کشور خارج کنند شود. اما مادر مینو (مریم بوبانی) که اختلال حواس دارد به همراه فرش عتیقه ناپدید میشوند. این در حالی است که دختر مینو ، پگاه (پگاه آهنگرانی) هم از خانه خارج شده و دیگر برنگشته است. با وقوع این اتفاقات ، مینو درگیر مشکلاتی میشود و درصدد حل این مشکلات بر میآید ... "
بقیه را در ادامه مطلب ببینید
کارگردان : مانی حقیقی
بازیگران : محمدرضا فروتن ، ترانه علیدوستی ، افسانه بایگان و با حضور بهرام رادان و . . .
نویسندگان فیلمنامه : مانی حقیقی - اصغر فرهادی
تهیه کننده : مصطفی شایسته (هدایت فیلم)

« مینا (ترانه علیدوستی) که در زمان دانشجویی با استادش در دانشگاه ازدواج کرده است، بعد از سالها زندگی مشترک احساس میکند هنوز انسان کاملی نشده و قصد جدایی از مرتضی (محمدرضا فروتن) و مهاجرت به خارج از کشور برای ادامه تحصیل را دارد. مرتضی از او میخواهد تا قبل از طلاق با هم به دیدار مادر او بروند تا خیال مادر پیر او راحت شود. در همین بین آذر (افسانه بایگان) خواهر بزرگتر مینا پس از سالها زندگی در خارج از کشور به ایران باز میگردد و پیش علی (بهرام رادان) دوست خانوادگی مرتضی و مینا میرود. با آمدن آذر و همچنین مرگ مادر مرتضی و بارداری مینا، ماجرای میان مرتضی و مینا به سوی دیگری سوق پیدا میکند. ...»
به جرأت میتوان گفت برای اهالی سینما و علیالخصوص جامعه منتقدین که از ترکیب مانی حقیقی و اصغر فرهادی خلق "چهارشنبه سوری" دیگری را انتظار داشتند، تماشای کنعان پاسخ چندان رضایت-بخشی نخواهد بود.
بقیه را در ادامه مطلب ببینید

کارگردان: مجید مجیدی
بازیگران: رضا ناجی، کامران دهقان، حامد آغازی، پویا صالحی، محمدرضا شیخی و . . .
نویسندگان فیلمنامه: مهران کاشانی، مجید مجیدی
موسیقی متن: حسین علیزاده
مدیر فیلمبرداری: تورج منصوری
« کریم که در یک پرورشگاه شترمرغ کار میکند، به دلیل خراب شدن سمعک دخترش و نزدیک بودن امتحانات او مجبور میشود به شهر برود. اما هزینه تعمیر و یا خرید سمعک از توان او خارج است. کریم بر اثر یک بی احتیاطی موجب فراری دادن یکی از شترمرغهای پرورشگاه میشود، او به همین علت از کارش اخراج میشود. کریم متوجه میشود که از طریق کار با موتورسیکلتاش در تهران میتواند پول خوبی به جیب بزند و هزینه زندگیاش را تامین کند. او با آمدن به دل شهر با آدمهای گوناگونی روبرو میشود. در همین بین پسر کریم به همراه دوستانش آرزو دارند تا پرورشگاه ماهی قرمز راه بیاندازند و از این طریق پول دار شوند ... »
اگر بید مجنونی را که با وجود ایفای نقش بازیگران حرفهای در آن کاملا ناموفق بود از کارنامهی مجید مجیدی کارگردان جهانی شدهمان کنار بگذاریم، آواز گنجشکها ادامهبخش تجربه موفقیتآمیز مجید مجیدی در فیلمهای "بچههای آسمان" و "به رنگ خدا" در کار با بازیگران ناشناخته است. ...
بقیه در ادامه مطلب
بقیه را در ادامه مطلب ببینید









